shakory1391.blogfa.com

یامچی


بانک صادرات بزرگترین بانک خصوصی کشورافتخاردارد که باارائه سیستم های نوین بانکداری در راستای جلب رضایت مشتریان وتحقق شعار حق بامشتری ایست گام های بلندی برداشته است وبنده به عنوان یکی ازکارکنان این بانک بزرگ سعی دارم بامعرفی قسمتی از خدمات نوین بانک صادرات سهمی هرچند کوچک ازمهمترین هدفمان که رضایت مندی مشتریان است داشته باشم.
------------------------------------------
این وبلاگ ، وبلاگی شخصی جهت معرفی خدمات نوین بانک صادرات ایران می باشد.
امید است بعنوان عضو کوچکی از بزرگترین بانک خصوصی کشور گامی در جهت خدمت به مشتریان عزیز این بانک و معرفی خدمات نوین بانکی به هموطنان عزیز برداشته باشیم .
امید است از نظرات ارزشمند خود ما را بهره مند سازید .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 0:10  توسط علیرضاشکوری   | 

دوستان عزیزم برای حل مسایل و مشکلات در تمامی عرصه ها مخصوصا طرحهای عمرانی شهرداری همیشه راه حلهایی است که با اتکا به همون راه حلها ، میتوان مسایل و مشکلات رو حل کرد . در مورد خیابان شهدا طبق هماهنگی که با آقای مهندس حسن رنجبر انجام دادیم آمار کل خانه هایی که عقب روی دارند رو درآورده ایم که حدوداً 18 باب خانه است که از این تعداد حدود 7 الی 10 تای آنها دارای توافق نامه هستند که با اقدام شهرداری باید عقب روی را انجام دهند و بقیه را باید به توافق برسیم و این میسر نمیشود مگر با همت اهالی آن خیابان . شهردار محترم آمادگی خود را برای انجام چنین توافقاتی اعلام داشته است که بنده به نیابت از اعضای شورا از معتمدین آن خیابان عاجزانه خواهشمندم جهت تسریع در مسیرگشایی و تملک آن خیابان همکاری لازم را با شهرداری و شورا انجام داده تا هر چه زودتر مشکلات اهالی آن خیابان مرتفع گردد . اجرکم عندالله

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 13:1  توسط علیرضاشکوری   | 

 

پنجشنبه 23 مرداد1393 ساعت: 19:50 توسط:حسن
اهالی یامچی این گونه سلامتی روح و جسم خود را بدست می آورند .

http://www.araswin.com/wp-content/uploads/2014/02/araswin-yamchi.jpg
 وب سایت   ایمیل        
ده فایده برای سلامتی جسم وروح

 

پنجشنبه 23 مرداد1393 ساعت: 7:49 توسط:اسماعیل اعلمی
سلام آقای شکوری وقت بخیر در مورد انتقاد اهالی خ شهدا یه جوابی تو وبلاگم گذاشتم که در صورت صلاحدید میتونید paste کنید
 وب سایت   ایمیل        
اهالی خیابا ن شهدائ یامچی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 12:59  توسط علیرضاشکوری   | 

از علامه جعفری سوال می شود که  چه شد كه به این كمالات رسیدید ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنند و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده:

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت 

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد 10) الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود » اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خندهکاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند » یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی . گفتوالله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم  اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ( را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است»

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 23:16  توسط علیرضاشکوری   | 

 

اگه قرارباشه با تجمع مشکل  مسیر گشائی واسفالت مرتغع بشه  ؟  اهالی خیابان شهدا ئ

 

 

یامچی و اهالی خیابانهای مشکل دار یک تحسن  خواهند داشت واین کار در منطقه  تبعات خوبی

نخواهد داشت  ؟؟؟؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 22:56  توسط علیرضاشکوری   | 

 

ابراهیم بن عواد بن ابراهیم بن علی بن محمد بدری هاشمی قرشی حسینی؛ ملقب به «ابوبکرالبغدادی»؛ بسیار پیشتر از آنکه برای خود اسم و رسمی به پا کند، اوایل دهه ی نود را در کنار «ابومصعب زرقاوی» در افغانستان به مبارزه با دولت کمونیستی این کشور گذرانده بود. گروه های جهادی که اعضای آنها را «عرب افغان» می خواندند، بخشی از راهبرد سیاست خارجی دولت آمریکا بودند، که با پشتیبانی عربستان سعودی اجرا می شد. این سیاست در اصل برای مهار اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان صورت گرفته بود. اما با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کاهش اهمیت افغانستان در نگاه غرب این کشور میدانی امن برای رشد و گسترش تکفیری ها بود. جریانی که بی شک خارج از نگاه آمریکایی ها نمی تواند رخ داده باشد. در همان ایام زرقاوی اقدام به تاسیس «جند الشام» نمود. گروهی که شاید بتوان آن را از نیاکان داعش خواند. با حمله ی نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا به افغانستان، احتمالا زرقاوی و نیروهای وفادارش که البغدادی نیز در میان آنها بوده است؛ به عراق گریختند تا به سازمان دهی شاخه عراقی القاعده بپردازند. زرقاوی می کوشید تا به القاعده ی عراق سر و سامان بدهد، اما او در یک مورد دارای تفاوت نظر با رهبر خود؛ یعنی «اسامه بن لادن» بود. او در موارد بسیاری با بیانیه ها و جزواتی که منتشر می کرد اعلام نموده بود؛ اگر فرصتی برای کشتن آمریکایی ها و شیعیان فراهم شود، اول از شیعیان شروع خواهد کرد. انفجار های کربلا،بمب گذاری در نماز جمعه ی نجف، مسجد براثا و از همه مهمتر؛ تخریب حرم امامین عسکریین تنها بخشی از اقدامات شیعه ستیز القاعده ی عراق در دوران زرقاوی  است، که این گروه را به گروهی شیعه کش معروف کرده بود. هفت ژوئن سال دوهزار و شش پایان زرقاوی بود. رویدادی که به خاطر لو رفتن برخی اطلاعات مهم القاعده ی عراق و همچنین کشته شدن برخی از معاونین زرقاوی به همراه او بسیاری را به نابودی این گروه در عراق امیدوار کرده بود.

 

پس از زرقاوی، ابوعمر و معاون وی ابوحمزه المهاجر به رهبری القاعده ی عراق رسیدند و در آن زمان البغدادی تنها یک عضو دولت اسلامی در فلوجه بود و جایگاهی در شورای فرماندهی القاعده ی عراق نداشت. تنها پس از کشته شدن رهبران و برخی فرماندهان القاعده در پی حمله ی آمریکایی ها بود که «حجی البکر» اعضای شورای نظامی را با بیعت با ابوبکر البغدادی به عنوان رهبر این گروه غافلگیر کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 22:51  توسط علیرضاشکوری   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 22:46  توسط علیرضاشکوری   | 

 

به نظر می رسد اعتقاد برخی از اندیشمندان اهل سنت به لزوم در اختیار گرفتن قدرت با «زور»، خاستگاه اصلی منظومه نظری گروه داعش است.

سرچشمه اندیشه های گروه داعش کجاست؟گروه راهبرد خبرگزاری دانا (داناخبر) - نوژن اعتضادالسلطنه: اندیشه سیاسی اهل سنت در عصر جدید با الغای خلافت به حکم مجلس کبیر ملی ترکیه در سال ۱۹۲۴ میلادی به نقطه عطفی رسید اما اینک «ابوبکر البغدادی» خلیفه خودخوانده گروه «داعش» خواستار تبعیت تمام مسلمانان عالم از خویش شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 22:38  توسط علیرضاشکوری   | 

 

فرق ازدواج موقت با زنا در چیست

فرق ازدواج موقت با زنا در چیست
آیا ازدواج موقت با زنا تفاوت دارد یا نه؟ بیش از بیان تفاوت بین زنا و ازدواج موقت، مناسب است تعاریف آن دو بیان شود. در تعریف «زنا» گفته اند: «نزدیکی با زن، بدون عقد شرعی را زنا گویند.»
 
و در تعریف ازدواج موقت می توان گفت: «نزدیکی با زن با عقد شرعی که مدت و مهر آن معلوم باشد». با توجه به این تعاریف بین این دو تفاوت هایی است که به آنها اشاره می شود: ۱
 
٫ عمل «زنا» به تعبیر قرآن (إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلاً) عمل زشت و بد راهی است و ازدواج موقت از روی حکمت و علم خداوند به مصلحت بندگان است: «إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیماً حَکِیماً».
 
۲ بر اثر این عمل زشت اگر فرزندان نامشروعی به‌ وجود آیند، بین آنان هیچ‌گونه ارتباطی وجود نخواهد داشت و خودشان را نسبت به یکدیگر بیگانه قلمداد خواهند کرد؛ چرا که از اصالت خانوادگی، عاطفه و محبت که موجب ارتباط و اتصال است، برخوردار نمی‌باشند؛ اما در ازدواج موقت اگر صاحب فرزند شوند چون شرعی و قانونی است، با فرزندانی که از ازدواج دائم به دنیا می‌آیند، هیچ تفاوتی ندارند.
 
۳ عمل زنا غالباً همراه با اضطراب و ترس است، به ویژه برای کسانی که اهل ایمان باشند، حال اگر فرزندی به وجود آید طبعاً اضطراب و دلهره در فرزند تاثیر می‌گذارد که این خود مشکلات جسمی و روحی ـ روانی برای وی به بار می‌آورد؛ اما نزدیکی بر اساس عقد موقت چون شرعی و قانونی است و قرآن آن را مباح دانسته، مفاسد مذکور را به همراه نخواهد داشت.
 
۴ فرزندان نامشروع خودشان را به کسی و جایی منتسب نمی‌دانند و خود را معلول شهوات و غرایز جنسی یک عده شهوت‌ران می‌دانند؛ در نتیجه روشن است که در جامعه بحران آفرینی می‌کنند، به طوری که امنیت و آسایش از جامعه سلب خواهد شد، ولی مقاربت مشروع آن عواقب سوء را به دنبال نخواهد داشت. فرزند نامشروع سرنوشت خود را در آینده مبهم می‌داند، ولی فرزند قانونی و شرعی این‌گونه نیست؛ زیرا از اصالت خانوادگی بهره‌مند و نسب وی برای دیگران معلوم است.
ممکن است گفته شود: با ایجاد کانون‌های تربیتی چه بسا بشود مشکلات مذکور را حل کرد؛ اما باید دانست که ممکن است در یک مقطع زمانی با محبت و عاطفه‌های مجازی از بروز مشکلات پیش‌گیری کرد، ولی از آن‌جا که آنان از نعمت محبت و عاطفة واقعی محروم‌اند مشکلات تربیتی و اخلاقی همچنان باقی می‌ماند.
 
۵ ارتباط زن و مرد در قالب ازدواج موقت خود به خود روابط زناشویی را مدیریت می‌کند و از ارتباط با افراد متعدد کاسته می‌شود و همین که این روابط در چهارچوبی نظام‌مند شد، به طور طبیعی از بسیاری از بیماری‌های مقاربتی و… کاسته می‌شود و بهداشت جسم و روانِ زن و مرد و جامعه را به ارمغان می‌آورد. با توجه به تفاوت‌هایی که بین زنا و ازدواج موقت بیان شد، حکمت این مطلب روشن می‌شود که چرا قرآن از عمل زنا نهی کرده و عقد موقت را مباح و جایز دانسته است. ویژگی‌های ازدواج موقت از منظر فقه در کتب فقهی برای ازدواج موقت ویژگی‌هایی ذکر شده که از آن‌ها تفاوت ازدواج موقت با زنا روشن می‌شود.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 13:16  توسط علیرضاشکوری   | 

 

سلیت

باخبر شدیم امروز جمعه زنده یاد حاج کاظم آدیگوزلی به دیار باقی شتافت.وبلاگ یامچی این مصیبت را به خانواده محترم ایشان و دوستان تسلیت می گوید.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 13:8  توسط علیرضاشکوری   | 

مطالب قدیمی‌تر